پنج شنبه 30 شهریور 1396

آخرین بروزرسانیچهارشنبه, 09 فوریه 3256 2pm

عناوین آخرین مطالب:
Back شما اینجا هستید: خانه مقالات مهدویت سایر امام زمان(عج) در قرآن

امام زمان(عج) در قرآن

صفحه اول
قرآن كتاب پرشكوه خداست.
كتابی است كه نه كتابهای آسمانی پیشین آن را خدشه دار و باطل می سازد و نه واقعیت های آینده.[1]
بیانگر هر چیزی است[2] و هیچ تر و خشكی نیست، مگر اینكه در (این) كتاب روشن و روشنگر آمده است. [3] و....

آیا فكر می كنید چنین كتابی از ظهور اصلاحگر بزرگ تاریخ انسانیت و بنیاد حكومت جهان گستر و عادلانه او، خبر نمی دهد و در مورد آن ساكت است؟
هرگز چنین نیست.... .
قرآن از امام مهدی ـ علیه السلام ـ و برپایی حكومت مهر و عدل او، در موارد متعدد و آیات بسیاری سخن گفته است و از این حقیقت بزرگ خبر داده است.
و این آیات بر شخصیت گرانمایه آن حضرت و ظهور او تأویل گردیده است. همانگونه كه امامان نور ـ علیهم السلام ـ كه قرآن در خانه‌ آنان فرود آمده است، بدین واقعیت تصریح كرده اند و می دانیم كه صاحبان معصوم و مطهّر و راستگوی خانه، یعنی اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به آنچه در خانه است،‌ داناتر و آگاه ترند.
نمونه ها:
1. قرآن در نویدی می فرماید:
«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمكنّ لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا یحذرون.»[4]
یعنی: و ما اراده كردیم به كسانی كه در روی زمین تضعیف شده اند نعمتی گران، ارزانی داریم و آنان را پیشوایان (راستین) و آنان را وارثان گردانیم.
و به آنان در زمین اقتدار و منزلتی شایسته دهیم و از آنان به فرعون و هامان و سپاهیانش چیزی را كه از آن می هراسیدند، نشان می دهیم.
امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در تأویل این آیه شریفه می فرماید: «دنیا پس از چموشی و سركشی، بسان شتری كه از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می كند و آنرا برای بچه اش نگه داری می كند، به ما روی خواهد آورد.»[5]
سپس به تلاوت این آیه شریفه پرداخت كه:
«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین... »
«ابن ابی الحدید» در این مورد می نویسد: «بزرگان دینی و همفكران ما بر این واقعیت تصریح می كنند كه این بیان امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نوید از آمدن امام و پیشوای بزرگی است كه فرمانروای زمین و زمان می گردد و همه كشورها در قلمرو قدرت او قرار می گیرند.... »[6]
و نیز از امیرالمؤمنین آورده اند كه فرمود: «مستضعفان یاد شده در قرآن كریم كه خداوند اراده فرموده است آنان را پیشوای مردم روی زمین قرار دهد،‌ ما خاندان پیامبریم. خداوند سرانجام «مهدی» این خانواده را بر می انگیزند و به وسیله او، آنان را به اوج شكوه و عزت و اقتدار می رساند و دشمنانش را به سختی، به ذلت می كشد.»[7]
در آیه مورد بحث كه ظاهر سخن از جنایات فرعون است قرآن به این واقعیت تصریح می كند كه:
«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»
یعنی:.... و ما بر آن هستیم كه بر مستضعفان روی زمین، نعمتی گران ارزانی داریم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.
در اینجا، معنای ظاهری این است كه خداوند عزت و اقتدار بنی اسرائیل را به آنان باز پس می دهد و «فرعون» و «هامان» و سپاهیانش را به بوته هلاكت می سپارد.
اما معنای نهان آیه شریفه غیر از معنای ظاهری و روشن آن است. آن معنا این است كه: مقصود از تضعیف شدگان در آیه شریفه، خاندان پیامبرند. مردم آنان را تضعیف نموده و بر آنان ستم كرده و آنان را به قتل رسانده و رانده و سخت ترین بیدادگری را در مورد آنان روا داشته اند.
پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ در تبیین این مطلب فرمود:
«انتم المستضعفون بعدی.»[8]
یعنی: شما تضیف شدگان پس از من هستید.
و این واقعیت تاریخی كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از آن خبر داد، هیچ نیازی به اثبات ندارد.
تاریخ اسلامی و روند آن، به صراحت و با رساترین صدای خویش گواهی می كند كه مردم از همان روز رحلت پیامبر، خاندان او را با كمال تأسف مورد هجوم قرار دادند و آنان را به سختی تضعیف كردند.
نكته‌ دیگر:
در پایان بحث، در مورد آیه 4 و 5 از سوره مباركه قصص، نكته دیگری نیز شایسته طرح است و آن اینكه:
ممكن است این تأویل و معنای نهان از آیه شریفه كه امامان نور ـ علیهم السلام ـ آن را آشكار ساخته اند از ظاهر آیه نیز دریافت گردد، چرا كه در صدر آیه 5، دو واژه «نرید» و «نمنّ» به صورت مضارع كه از آینده خبر می دهد،‌ به كار رفته است.

از آنجایی كه این آیات پس از گذشت هزار سال از عصر «موسی» بر قلب مصفای پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرود آمده است می توان گفت كه: اگر در مورد بنی اسرائیل بود می توانست به صورت ماضی كه از گذشته پیام دارد، نازل گردد، اینگونه: «وأردنا ان نمنّ» و یا اینگونه: «منّنا علی الذّین استضعفوا» همانگونه كه در دیگر آیات قرآن، به صورت ماضی بكار رفته است.
برای نمونه:
1. «لقد منّ الله علی المؤمنین... »[9]
2. «... فمن الله علیكم... »[10]
3. «و لقد منّنا علیك مره اخری»[11]
4. «و لقد منّنا علی موسی و هارون»[12]
خداوند در همه این آیات واژه مورد نظر را به صورت ماضی بكار برده است، اما در آیه مورد بحث به صورت مستقبل «و نرید ان نمنّ»
آیا خود این نكته, نشانگر این واقعیت نمی تواند باشد كه معنای نهان و تأویل آیه شریفه را از ظاهر و تفسیر آن نیز می توان دریافت؟
در‌ آیه بعد نیز همینگونه است: «و نری فرعون و هامان... »
و جای این سوال كه چرا نفرمود: «و أرینا فرعون و هامان؟»
و نیز در واژه های: «نرید» و «نجعلهم» و باز «نجعلهم» و «نمكنّ» و «نری»[13] همه این واژه های ششگانه بصورت مستقبل آمده اند و نه ماضی، در صورتی كه می توانست ماضی باشند.
دومین نوید
و نیز خداوند در قرآن كریم اینگونه از آن حضرت نوید می دهد:
«وعد الله الذّین آمنوا منكم و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الارض كما استخلف الذّین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امناً یعبدوننی لایشركون بی شیئاً و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون... »[14]
یعنی: خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام داده اند وعده داده است كه آنان را در روی زمین جانشین دیگران سازد همانگونه كه مردمی را كه پیش از آنان بودند جانشین دیگران كرد و دینشان را ـ كه خود برایشان پسندیده است ـ استوار سازد و وحشتشان را به امنیت تبدیل كند، تا تنها مرا بپرستند و چیزی را با من شریك نگیرند. و آنان كه از آن پس، راه كفر و ناسپاسی در پیش گیرند،‌ نافرمانند.
این آیه شریفه از جمله آیاتی است كه به آن حضرت تأویل شده است.
با نگرش به ظاهر این آیه، خداوند به مؤمنان و شایسته كرداران این امّت، نوید جامعه ای را می دهد كه از هر پلیدی و ناپاكی پیراسته است و به تمامی ارزشها و قداستها و شایستگی ها آراسته است، این معنای ظاهری این آیه‌ شریفه.
این وعده شكوهمند خدا كه سه بار با «لام قسم» مورد تأكید قرار گرفته است و سه بار با «نون تأكید» تاكنون تحقّق نیافته است.
چه زمانی مرم با ایمان و شایسته كردار توانستند با اقتدار، حكومت مهر و عدل خویش را در سراسر جهان به پا دارند و در كمال آزادی و بدون ترس و دلهره مقررات عادلانه و جانبخش قرآن را در عرصه های حیات، پیاده نمایند؟
این مؤمنان شایسته كرداری كه خداوند در آیه مورد بحث این وعده روح بخش را به آنان می دهد، چه كسانی هستند؟

اگر شما خواننده عزیز به تاریخ اسلام و مسلمانان از همان آغاز درخشش انوار نورانی وحی تا كنون، مراجعه كنید، به شایستگی درخواهید یافت كه این وعده شكوهبار خدا در ظرف این هزار چهار صد سال تحقّق نیافته و این نوید بزرگ جامه عمل نپوشیده است.
من فكر نمی كنم كه وجدان هیچ مسلمان آگاه و با انصافی بپذیرد كه منظور از مؤمنان شایسته كردار در این آیه، «امویان» و «عباسیان» باشند، چرا كه تاریخ مورد قبول امت اسلام و ملل بیگانه، گواه است كه «امویان و عباسیان» در حكومت سیاه و وحشتناك خود،‌ سهمگین ترین جنایات را مرتكب شدند و خون پاك اولیای خدا را به زمین ریختند، حرمت ها را هتك كردند، و كاخهای ظلم و بیدادشان لبریز از فسق و فجور و ضد ارزشها بود كه اگر بخواهیم آن جنایت ها را به طور دقیق شرح دهیم كتاب از اسلوب و موضوع خود خارج خواهد شد.

به علاوه چه روزگاری براستی دین خدا به تمكّن و اقتدار مورد نظر این آیه مباركه نائل آمد، تا نوید جهان گستر شدن آن تحقّق یافته باشد همانگونه كه در آیه آمده است:
«و لیُمكنّن لهم دینهم الّذی ارتضی لهم.... »
این صحیح است كه اسلام به دلیل جامعیت، محتوای بلند، هماهنگی با فطرت و دیگر ویژگی های خود و آورنده و آموزگاران و الگوهای حقیقی آن امامان نور تاكنون به میلیون ها دل و قلب راه یافته و آهسته آهسته به راه خود ادامه می دهد، امّا سوگمندانه همچنان فاقد یك قدرت منسجم جهانی است، به طوری كه در هر گوشه ای از این جهان پرآشوب، هر كس می تواند به جنگ با آن برمی خیزد و بر ضد آن و پیروان آن دست به شقاوت می زند.
صحیح است كه اسلام در مقاطعی از تاریخ خویش، در قلمرو محدودی به قدرت رسید و رهبری سیاسی و اجتماعی را به كف گرفت، امّا آیا براستی همین حاكمیّت محدود و قطعی، نوید مورد نظر قرآن و تحقّق آن وعده شكوهمند خداست؟ اگر چنین است این شرایط كه در همان عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ تحقّق یافت و اسلام بر مدینه و بخش هایی از «جزیر‌ه العرب» حاكم گردید.[1] . سوره‌ فصلت، آیه 42.
[2] . سوره نحل، آیه 89.
[3] . سوره انعام،‌آیه 59.
[4] . سوره قصص، آیه 5 و 6.
[5] . نهج البلاغه، قصار 209.
[6] . شرح ابن ابی الحدید، ج 19، ص 29.
[7] . بحارالانوار، ج 51، ص 63.
[8] . واژه مستضعف در مفهوم قرآنی: كسی است كه نیروهای بالقوه و بالفعل را بر برازندگی، تكامل و اقتدار و شكوه داراست اما از سوی استبداد،‌ ارتجاع و استعمار حاكم، سخت زیر فشار است، و در همانحال در اندیشه گستردن بندهای اسارت و در اندیشه عدالت و آزادگی و تقواپیشگی نه اینكه به معنای عنصر فاقد قدرت و توان و تحرك و برنامه و هدف باشد.
[9] . سوره ‌آل عمران، آیه 164.
[10] . سوره نساء‌،‌ آیه 94.
[11] . سوره طه، آیه 37.
[12] . سوره صافات، آیه 114.
[13] . واژه های ششگانه مورد اشاره در دو آیه مورد بحث، در آیات 5 و 6 سوره قصص بكار رفته اند.
[14] . سوره نور، آیه 55.

صفحه دوم
با این وصف، معنا و مفهوم این نوید شكوهبار قرآنی چه می تواند باشد كه می فرماید:
«وعد الله الذّین آمنوا منكم و عملوا الصّالحات.... »
یعنی: خداوند به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام دهند وعده داده است كه آنان را در روی زمین جانشین سازند.... .
بنظر ما، معنای واقعی این نوید قرآنی این است كه روزگاری در پیش است كه بر سراسر گیتی حاكم می گردد و مسلمانان بدون هیچ هراس و دلهره ای راه و رسم مترقی و شعائر و برنامه های انسان ساز دینی خود را برپای می دارند و در تمامی مناطق مسكونی و آباد جهان، تنها اسلام، تدبیر امور و تنظیم شئون بشریت را به دست می گیرد.
آری! این وعده شكوهبار قرآن است و این هم تاكنون، تحقّق نیافته است.
معنای آیه در پرتو روایات
امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ و آموزگاران راستین قرآن نیز در تأویل آیه مورد بحث، بر این اندیشه رهنمون هستند كه این وعده پرشكوه خدا تحقّق نیافته و به هنگامه ظهور حضرت مهدی (عج) تحقّق خواهد یافت.
برای نمونه:
1. از چهارمین امام نور ـ علیه السلام ـ آورده اند كه آیه مورد بحث را تلاوت كرد و فرمود: «بخدای سوگند كه این مؤمنان شایسته كردار، شیعیان ما اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند و خداوند این نوید و وعده شكوهبار را به دست بزرگ مردی از ما تحقّق خواهد بخشید. او مهدی این امت است و كسی است كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد او فرمود: اگر از عمر دنیا تنها یك روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من كه نامش نام من است بر جهان حكومت كند و زمین را همانگونه كه به هنگامه‌ او لبریز از ظلم و جور است، مالامال از عدل و داد سازد.»[1]
2. و از دو امام معصوم حضرت باقر ـ علیه السلام ـ و حضرت صادق ـ علیه السلام ـ نیز همین سخن روایت شده است و آنان نیز درست همین نوید را داده اند.

مرحوم «طبرسی» پس از نقل این روایت می گوید: «منظور از مؤمنان شایسته كردار، پیامبر و خاندان اویند و این آیه در بردارنده‌ نوید حكومت عادلانه جهانی اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، استقرار اقتدار آنان در سراسر گیتی و برچیده شدن وحشت و هراس آنان با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است.»
و می افزاید: «خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد این واقعیت اجماع و اتفاق نظر دارند و روشن است كه اجماع آنان همانند قرآن حجت است. چرا كه پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «مردم! من از میان شما می روم امّا رو گوهر گرانبها در میان شما به یادگار می گذارم، یكی كتاب خدا، قرآن و دیگری خاندانم. و این دو، تا روز رستاخیز و ورود بر من در كنار حوض كوثر از هم جدایی ناپذیرند.»
آنگاه می افزاید: «نوید شكوهمند این آیه قرآن نیز كه تمكّن و اقتدار اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و استقرار دین خدا بر روی زمین بوسیله آنان است، وعده ای است كه تاكنون تحقّق نیافته است از این رو آن حضرت در انتظار دریافت فرمان ظهور از جانب خداست،‌ چرا كه خداوند در وعده اش تخلف نمی ورزد.»[2]

سومین نوید
قرآن در آیه دیگری می فرماید:
«و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذّكر ان الارض یرثها عبادی الصّالحون»[3]
ما در زبور (كتابهای آسمانی پیشین) پس از نوشتن در لوح محفوظ، نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته ما به ارث می برند.

مفسّران در تفسیر این آیه، در معنای «زبور و ذكر» به توافق نرسیده اند، امّا این دیدگاه های متفاوت، اختلاف جوهری نیست. چرا كه معنای زبور، چه كتاب آسمانی نازل شده بر داود پیامبر ـ علیه السلام ـ باشد، یا مقصود از آن جنس كتابهای آسمانی، مهم نیست همچنانكه معنای ذكر نیز در آیه شریفه «تورات» باشد یا «قرآن» یا «لوح محفوظ» همچنانكه مفسّرین گفته اند، به محتوای آیه صدمه ای نمی زند و معنای آیه اینگونه است:
«و ما در كتابهایی كه بر پیامبران فرو فرستادیم، یا در «زبور» كه آن را بر داود پیامبر نازل ساختیم، پس از نوشتن در لوح محفوظ یا تورات یا قرآن، نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته ما به میراث می برند.»
طبرسی و دیگران در تفسیر آیه از پنجمین امام نور ـ علیه السلام ـ آورده اند كه فرمود:
«هم اصحاب المهدی فی آخر الزمان»[4]
یعنی: اینان یاران حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در آخرالزّمان هستند.
به باور ما، موضوعی كه خدای جهان آفرین در «زبور» و در «ذكر» نوشته است و آن را «لقد» و «انّ» دو بار، سخت، مورد تأكید قرار داده، شایسته است كه موضوعی بسیار اساسی و حساس و در نهایت اهمیت باشد.

صحیح است كه برخی مفسّران مقصود از «زمین» در آیه مباركه را زمین بهشت دانسته و آیه را اینگونه معنا كرده اند كه: «بندگان شایسته خدا، زمین بهشت را به ارث می برند.» و برخی نیز زمین مورد نظر را همین سیاره خاكی دانسته اند كه سرانجام امت مسلمان آنرا با فتوحات خویش به ارث می برند.
امّا این دو دیدگاه معنای ظاهری آیه است و معنای نهان و تأویل آیه شریفه این است كه: «بندگان شایسته خدا بر سراسر جهان حكومت عادلانه و انسانی خوش را برقرار خواهند ساخت.»
مرحوم «شیخ طوسی» در تفسیر آیه شریفه از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت كرده است كه:
«انّ ذلك وعد الله للمؤمنین بأنّهم یرثون جمیع الارض»[5]
یعنی: این وعده قطعی خدا بر مؤمنان است كه آنان تمامی زمین و زمان را به ارث خواهند برد.
این آیه مباركه از نظر معنا، به آیه پیش شباهت دارد كه می فرماید:
«لیسخلفنهّمم فی الارض»
در این دو آیه، چه تعبیر زیبایی به كار رفته است، تعبیر به «ارث» و «استخلاف» كه «ارث» انتقال ثروت و امكانات از مرده به زنده و «استخلاف» نیز قرار دادن یكی بجای دیگری را می گویند.

چهارمین نوید
قرآن می فرماید:
«هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین كلّه و لو كره المشركون»[6]
این آیه، در قرآن شریف سه بار آمده است و دلالت بر حساسیت موضوع می كند.
آیه دارای تفسیر و ظاهری است و دارای تأویل و پنهانی.
تفسیر و ظاهر این آیه این است كه: خداوند پیامبرش حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ را به توحید و توحید گرایی، بندگی خدا، پرستش او و دین اسلام فرستاد تا این دین آسمانی را با قدرت و قوّت به همه ادیان پیروزی بخشد و سراسر گیتی در قلمرو توحید و عدالت و تقوای مورد نظر قرآن، قرار گیرد.
در آیه شریفه واژه «لیظهره» در خور تعمّق است، چرا كه «ظهور» در اینجا به معنای برتری كامل و روشن با چیرگی و قدرت همه جانبه و كامل است كه می فرماید:
«كیف و ان یظهروا علیكم لا یرقبوا فیكم الّا و لا ذمّه»[7]
اینجا نیز «یظهروا» به معنای «یغلبوا» می باشد.
كه معنای آیه شریفه این می شود: «دین حق،‌ با اقتدار و شكوه پیش می رود و بر همه ادیان، برتری كامل و پیروزی همه جانبه می یابد و جهان را در سایه هدایت خویش می گیرد.»
با این بیان اگر گفته شود كه این وعده، تحقّق یافته و اراده خداوند جامه عمل پوشیده است، معنای آیه این است كه: خداوند همه دینها و آیینها و كیشهای منحرف و بی اساس را به وسیله قرآن و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، باطل و با‌ آمدن اسلام نفی كرد و هر گونه شرك و انحراف و زندقه و پرستش باطل را مردود شمرد و از صفحه گیتی برانداخت و جهان، جزیره توحید گرایی و مهد عدالت و آزادگی و تقوا پیشگی گردید.
این معنای ظاهری آیه امّا گر بخواهیم از تأویل آیه سخن بگوییم و در پرتو معنای نهان او راه جوییم، باید بگوییم كه این وعده قطعی و تخلف ناپذیر،‌ هنوز تحقّق نیافته است.
مسلمانان هنوز شمارشان حدود یك چهارم مردم جهان یا كمتر است و بر كشورهای اسلامی قوانین و مقررات غیر اسلامی حكومت می كند و مرامها و كیش های ساختگی و دروغین آزادانه به حیات خود ادامه می دهند.
در برخی از كشورها مسلمانان اقلیت پایمال شده ای هستند كه فاقد قدرت و امكانات و بر سرنوشت خویش حاكم نیستند، بنابراین پیروزی كامل حق بر باطل كجاست؟
و نوید قطعی و تخلف ناپذیر «لیظهره علی الدّین كلّه» چه زمانی و چگونه تحقّق یافته است؟
در پرتو روایات:
پیشوایان نور و امامان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در معنای نهان و تأویل آیه، رهنمود دارند كه این مربوط به روزگار ظهور امام مهدی ـ علیه السلام ـ است كه بی تردید تحقّق خواهد یافت.
اینكه به نمونه ای از روایات در تأویل آیه شریفه:
1. در تفسیر آیه مورد بحث، از امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ آورده اند كه این آیه‌ شریفه را تلاوت كرد كه: «هو الّذی أرسل بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین كلّه» آنگاه فرمودند: «آیا این نوید پیروزی تحقّق یافته است؟»
پاسخ دادند: «آری!»
آن حضرت فرمود: «هرگز! به خدایی كه جانم در كف قدرت اوست، با تحقّق این وعده، هیچ شهر و دیاری نمی ماند جز اینكه در آن ندای یكتایی و عظمت خدا بامدادان و شامگاهان طنین می افكند.»
2. و نیز از ابن عباس آورده اند كه در مورد این جمله از آیه: «لیظهره علی الدّین كلّه و... » گفت:
بخدای سوگند چنین نخواهد شد تا مگر روزگاری كه یهودیان و مسیحیان و پیروان دیگر مرامها و مسلكها، به اسلام ایمان آورند. گرگ و گوسفند و شیر درنده و انسان و مار گزنده، نسبت به هم احساس امنیت می كنند، نه گرگ گوسفند را بدرد و نه گوسفند از آن بهراسد.[1] . مجمع البیان، ج 7، ص 152 و تفسیر عیاشی، ذیل آیه 154، از سوره نور.
[2] . مجمع البیان، ج 7، ص 152.
[3] . سوره‌ انبیاء،‌آیه 105.
[4] . مجمع البیان، ذیل آیه شریفه.
[5] . تفسیر تبیان، ج 7، ص 252.
[6] . سوره‌ توبه، آیه 33.
[7] . سوره توبه، آیه 8.

صفحه سوم
روزگاری كه دیگر موشی كیسه ای را پاره نكند و فساد و تباهی روی ندهد. زمانی كه جزیه ها الغاء گردد و صلیبها شكسته شود.
آری! این معنای آیه شریفه است كه می فرماید: «لیظهره علی الدّین كلّه»
و آنگاه تأكید كرد كه این وعده الهی تنها با قیام حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و استقرار دولت مهر و عدل او در جهان، تحقّق خواهد یافت.
3. و نیز از «ابوفضیل» آورده اند كه: از امام كاظم ـ علیه السلام ـ ، از مفهوم پیام و معنای آیه پرسیدم كه می فرماید: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین كلّه... »
حضرت فرمود: «خداوند پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ را به ولایت و وصیّت و معرّفی جانشینان خود فرمان می دهد و دین حق را در آیه شریفه، ولایت است، یعنی ولایت امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ .»
پرسیدم: «سرورم! معنای «لیظهره علی الدّین كلّه» چیست؟»
فرمود: «خدا دین خویش را با قیام «قائم» بر همه كیشها و دینها، پیروزی كامل می بخشد.»
4. «قندوزی حنفی» از امام صادق ـ علیه السلام ـ در معنای آیه شریفه روایتی آورده است كه می فرماید:
بخدای سوگند معنای نهان و تأویل آیه شریفه تحقّق نمی یابد، مگر هنگامی كه حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ ظهور كند و هنگامی كه او ظهور كند بقایای شرك گرایان از ظهور او ناخرسند می گردند و كافران حق ستیز به كیفر گناه خود می رسند.... .


5. مرحوم علامه مجلسی از ابی بصیر آورده است كه: از امام صادق ـ علیه السلام ـ در مورد آیه شریفه پرسیدم كه: «هو الّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین كلّه و لو كره المشركون»
حضرت فرمودند: «بخدای سوگند! تأویل و معنای نهان آن هنوز نیامده و تحقّق نیافته است.»
گفتم: «فدایت شوم! چه زمانی فرود می آید؟»
فرمود: «زمانی كه قائم آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ به اراده الهی قیام كند و زمانی كه آن حضرت قیام كند دیگر از شرك و شرك گرایی اثری نمی ماند و دین حق، همه دلها را نورباران می سازد.... »
و بدینسان به همین اندازه،‌از آیاتی كه پیرامون وجود گرانمایه آن حضرت تأویل شده است بسنده می شود امّا یادآوری می گردد كه ما تنها شماری اندك از آیات را ترسیم نموده ایم چرا كه آیات شریفه قرآن در این مورد به گونه ای كه در روایات آمده است بسیار است. و ما اگر بخواهیم همه آیات را بیاوریم سخن طولانی می گردد.

سید محمد كاظم قزوینی - امام مهدی (عج) از ولادت تا ظهور، ص 95

باز نشر از سایت مهدی بیا ...